هفت ماهگی جیگر طلا
پسر قشنگم این روزا خیلی بازیگوش شدی و مهلت اینکه بیام اینجا و خاطراتتو بنویسم ندارم . تو این ماه اتفاقات زیادی رخ داد و کلی پیشرفت کردی از کجا شروع کنم : من و بابایی عاشق کارهای قشنگتیم الهی قربونت برم الان چند روزیه که شما یهویی با سرعت گردنمو میگیری و دهنتو باز میکنی و محکم میچسبونی به صورتم و تفیم میکنی و ذوق میکنی الهی فدات بشم و اینکه عاااااااااااااااشق کنترل و موبایل هستی تا اینا رو میبینی کلی ذوق میکنی و میگیری میزاری تو دهنت و من تا ازت میگیرم گریه میکنی. و کار جدید شما ابنه که سینه خیزمیری سمت میز تلویزیون و فیش و از ماهواره میکنی و ماهواره رو میکشی ک...
نویسنده :
مامان و بابا
8:25






